پرنده بی پرنده
باور کن در حوصله ی من و پنجره و ستاره نیست باز هم صبر کنیم .
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۵ ساعت 6:3 توسط
نشسته ماه بر گردونه عاج .
به گردون مي رود فرياد امواج .
چراغي داشتم ، كردند خاموش
خروشي داشتم، كردند تاراج ...
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آبان ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهریور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تیر ۱۳۸۵
آرشيو
آرشیو موضوعی
برای دل
از خودم
طنز گونه
تولّد نامه
پیوندها
خواب
تو کیستی ؟!
بهار که بیاید ، رفته ام
این قلم ، این کاغذ ...
3. بدرود
2. مسافر لحظه ها
1. اینجا ، پایان پایان است .
دوباره آمدی ...
مگه بازم آرزو دارم من ؟!
دیگر حرفی برای گفتن ندارم !
باد آمد و بادبادکها را برد .
تو بازنده ای ، زندگی !!!
این سمت یا آن سو
سهم من چیست ؟
جهان را ادامه میدهیم
شهر هرت
و خدا ، خر را آفرید .
آخرین ایستگاه عاشقی
پاسخ یه سوال ساده .
قانون سکوت ، مفید است
ستاره ... مُرد !
من آن نیستم که می نمایم
من ماندم و انبوهی معما
ماه تنها بود ...
زندگی ...
به اطرافم می اندیشم
بغض ها و آیینه ها
زندانی گذشته
سرزمین هیچکس
تو ، تو نیستی !؟
گلبرگی از زندگی ...
زندگی سراسر بازیست ؟
می خواهم دمی بیاسایم
چه بر سر ما آمده؟؟
و باز هم ... برای دل
همه چیز در گیتی گردان است
صدایت می زنم .
واژه آخر ...
هیچکس . نیست ...
ترانه به دوش
کور شدن عشق
BLOGFA.COM