همهچیزدرگیتیگرداناست .

 

 

 

 

پروردگارا

 

به من آزادی و نور و خرد و راستی ببخش
تنها نیاز من اندک مجالی است برای زیستن
رویم را به سوی باد برمی گردانم و آواز بلبل را می شنوم و از ستارگان

 آسمان در شگفت می شوم !!
بسی چیزها هست که نمی دانم.بسیار راهها که نمی پایم
بسی رازها هست که هرگز آشکار نخواهد شد .
ولی تا آنگاه که با منی و مرا از عشق بهره ور می کنی می توانم گردش گیتی را تماشاکنم
همه چیز در گیتی گردان است
از لحظه تولد تا هنگامی که بازبه خاک بر می گردی
زندگی چون دایره ای زرین است
و هر چه اغاز می کنی و هر آوازی که می خوانی دیر یا زود رفتنی است .

كلامي درون من مي جوشد ... نمي دانم اين چه حديثي است كه هر چه بگويم نا مكرر است

... سعی می کنم دیگر هیچ نگویم .

شاید زمانی دیگر ، جایی دیگر ،  زندگی دیگر ، صورتی دیگر و شاید هم دوباره ...
همه چیز در گیتی گردان است. حتی من ...