ماه،تنهابود.


 

 

 

 

اين همه به آسمان نگاه كرديم و ندانستيم
ماه نقطه ، آخر خط است .

و اين هواي كوچك
دلشوره هايمان را جا نميدهد ديگر ...

نميدانم به جاي كدامين واژه سكوت را جايگزين كرده ام .

به جاي كدامين غصه تمام رنجها و دردها را در كوله بارم ذخيره كرده ام و

با خود مي برم ...
به
هواي كدامين نگاه و كدامين ديدار چشمهايم را بسته ام .

 

در جاده ی بي سر و ته زندگي قدم مي گذارم تنها ، و در اين تنهايي عميق !

حالا تمام آن روزها روي دستمان مانده

... و هيچ كس آن خيابان را تا انتها نرفته است .

اين خنده گاهي
بيخ گلويم را آنچنان مي بندد كه به بغض تبديل مي شود .

اين روزها ، اين روزهايی كه رابطه ها شده اند كاري و هيچ كس به فكر هيچ كس نيست،

 اين روزهایي كه دوستي ها و رفاقتها به طنابي پوسيده و كهنه مي ماند ،


 كاش كسي ميدانست كه

 

« تقصير از " كدامين ماه " است »

 

ما ، خيره به آسمان تا صبح بيدار مي مانيم ..  ./

 

کدامین ماه؟؟؟