زندانی ؟!
زندانیگذشته
باید از گذشته آگاه بود امّا ...
نباید در آ ن زیست .
تنها واقعیت همین لحظه است . برای یافتن منظوری در زندگی ، نیازی به نگریستن
در گذشته و یا اوهام تصورات آینده نیست .
واقعیّت خاطرات ما نیست . كساني چنان زندگی می کنند كه گویی گذشته همچنان با آنهاست.
ممکن است در مورد بعضی از دوره های زندگی بیش از اندازه احساساتی شوند و
دیگران را برای حال احوالی كه امروز دارند سرزنش کنند .
و اين اشتباهی است مصیبت بار .
اگر دیگران را سرزنش كنيم و آنها را مسئول مشكلاتمان بدانیم ، در اين حالت كودكی هستیم،
نه يك فرد بالغ كه مسئول خويش است .
اگر گذشتۀ تلخی داشتیم ، خود مسئول آن بوده ایم . نباید اجازه بدهیم لحظه حال و رضایت و
لذتی كه این لحظه به ما مي دهد فدای گذشته تلخ شود .
چه بسا با خاطرات زندگي كردن و زندانی رویدادهای گذشته بودن باعث شود كساني را كه در
واقعيت داريم نبینیم و از دست بدهيم .

نه زنداني رویدادهای گذشته باشیم ...
نه در اوهام تصورات آينده .




نشسته ماه بر گردونه عاج .