بغض ها و آیینه ها

دنیا پر از پرندگان بی آسمان
و آدم های بی ستاره است.
و فردا ،

همیشه آینه اش را جلوی صورتت نمی گیرد

خورشید اما
بادکنک سرگردانی نیست
که در طوفان گم شود.

گل های سرخ قالی را
در آب و آفتاب و بهار هم
که غرق کنی
روشن تر نمی شوند !

تنهایی ات را در فنجان قهوه
ته نشین نکن

لا به لای این همه بیداد زندگی
چرا داد نمی کشی
تا بدهکار دنیا نباشی ؟!

تو فکر می کنی از عشق کمرنگ تری ؟
روزی که عکست را
مثل ستاره ی شمال
بر آسمان همه ی آلبوم های قدیمی ام
چسباندم
آنقدر در هزارتوی بغض هایت
آبی شدم
که قاصدک های سفید صدایت را
از پشت مِه هم می شناسم

 
* تو خوبی
        و این همه ی اعتراف ها ست *

زندگی برای این همه تنهایی
کوچک است
دستت را به من بده

هیچ چیز نمی تواند
جلوی دریا شدن ما را بگیرد .