و باز هم ... برایدِل

 

 

 

 

 

یادمه وقتی که وبلاگ رو راه انداختم ، اولین موضوعی که تو آرشیو موضوعی

 گذاشتم «برای دل» بود.

 

می خواستم که فقط شعر های خودمو تو این بخش بذارم . ولی نتونستم ... چرا ؟

 نمی دونم .... نشد .. نذاشتن .. یا نخواستم .

  

یه مدت این بخش رو کاملا رها کردم .

 شاید از سر لجبازی بود ولی مثل اینکه من داشتم با خودم لجبازی می کردم .

حالا می خوام جبران کنم . همین ... 

 

 

زندگي ، دفتري از خاطره هاست

خاطرات شيرين ، خاطرات مغشوش


يكنفر در شب كام ، يكنفر در دل خاك


يكنفر همدم
خوشبختي هاست

يكنفر همسفر سختي هاست


چشم تا باز كنيم، عمرمان
ميگذرد

از سر تخت مراد ، پاي بر تختۀ تابوت گذاريم همه


ما همه همسفريم، همگي
همسفريم

تا ببينيم كجا ، بازكجا چشممان...

                                      ... بار دگر سوي هم باز شود

در جهاني كه
درآن راه ندارد اندوه

زندگي
با همۀ معني خويش ........

                                          از نو آغاز شود