چه بر سر ما آمده ؟؟
بامعصوميتکودکانهزندگیکن
به كودكاني نگاه كن كه دو يا سه ساله اند :اگر دقت كني آنها مدام مي خندند.
تخيل آنها بسيار قوي است . زندگي در نظر آن ها ماجراييست پر هيجان .
وقتي چيزي را اشتباه مي بينند فورا واكنش نشان مي دهندواز خود دفاع مي كنند و
دوباره توجه خود را به لحظه ي اكنون معطوف مي كنند دوباره سر گرم بازي مي شوند
دوباره به كشف ناشناخته ها مي پردازند وتفريح مي كنند كودكان در لحظه ي حال
زندگي مي كنند آنها از گذشته شرمنده نيستند آن ها نگران نيستند .
كودكان احساسات خود را بی پرده بيان مي كنند آنها از عشق ورزيدن نمي هراسند .
شادترين لحظات زندگي ما لحظاتي هستند كه مثل كودكان زندگي مي كنيم آنقدر
بي پيرايه مي شويم كه بي مهابا عشق خود را ابراز مي داريم .
اما ..... چه بر سر ما آمده است ؟
من که بریدم از همه دلم فقط به تو خوشه
وفتی توهستی دلخوشی بی خودی پرپرنمیشه
دلواپسی دربه دره ، چشم منم تر نمیشه
حس قشنگ ماشدن؛ با بودنت تازه میشه
آخه زیر سایه ی تو دلش میخواد قد بکشه
به جزتو پای هیچ کسی به فکر من وا نمیشه
شب سیاه بی کسی ، بی تو که فردا نمیشه
منکه دلم بادیدنت تا آسمون پر میکشه
اگه یه روزی نباشی ، طفلکی دیوونه میشه
منکه دلم بابودنت جون میگیره ، تازه میشه
راستی نگفتی نازنین ، دل شما به کی خوشه؟؟
دلم به بودنت خوشه ، دلم به دیدنت خوشه
گلی ولی نه مال من ، دلم به چیدنت خوشه
نشسته ماه بر گردونه عاج .