چَتربهار

 

 

 

 

در میان کوچه ، باران تند می بارد.


با تو ام

کوچه را در یاب

میتوان بی خود شد امشب،

در میان باد.

یکه و تنها ،

دست بر دامان .       

 

آسمان بیرنگِ بی رنگ است

وای...  اما

کوچه با من،

ناله می خواند .

 

خواب ، بیدار است

آب،

آتش بازی درد است.

دیده ام با اشک ، خندان است.

 

با توام ای دوست

ناخدا اینجاست

تا خدا را در میان شعله و سرما

سر فرو گردد

 

وای اما

کوچه با من، ناله می خواند

 

عید نوروز است

ماهی ام در تُنگ، کوچه را می دید.

سفره تنها بود .

سین ، سراب مرگ رویاهاست.

 

خدایا

کوچه ام تنهاست

 

من نشانی را ندارم

این کلام آخر

امروز وفردا هاست

 

کوچه اینجا هست

شیشه را بُگشای

در میان کوچه باران تند می بارد

 

ای خدایا

کوچه ام تنهاست

 

باد و باران هدیه ی

آن  خالق ِ زیباست

کوچه ِ من

چشم در راه است

 

چتر من

بُگشا خودت را

کوچه ام تنهاست..

 

 

                           

 

پ.ن : این مطلب رو باید عید آپ میکردم . نشد . حیفم اومد تا سال دیگه صبر کنم!!