زندگی می گذرد !
بهاطرافم میاندیشم
گاه كه به اطرافم مي انديشم به سادگي ، ولي سنگين درمي يابم كه چه اندازه گذشت
و گذشتن سخت شده است !؟
چه خوب بود اگر همگي به اين توافق رسيده بوديم كه يا بگذر يا همان لحظه پاسخ بده .
و گهگاه به خود مي گويم كه چه سخت است غريبانه گريستن ميان لبخندهاي دروغين ...
كاشكي كلام مي توانست دايره فكر مرا كالبد شكافي كند . چه ساده غريب شده ايم و
چه ساده فاصله ها به تصاعد رسيده اند ....
مراقب باش پُلها را يكي يكي شكستن كار ساده ايست ......ماندن و ايستادن و
دوست داشتن و صبور ماندن ساده نيست و در اين ميان دوست داشته شدن و
محبوب ماندن از همه چيز سخت تر است!
خيلي وقتها شده است كه پشت شوخي ای كه به روزگار دارم با خود فكر كرده ام
آدمها مثل كرم ابريشم تنها سفيد و قهوهاي را ديده اند و بسياري مصرانه با همين دو رنگ
عمر خود را سر مي كنند ....
تنها پروانه ها ، رنگهاي هزار رنگ رنگين كمان عشق و ابديت را مي نوشند ....
چه خوبست پروانه شدن .... كاشكي دستت را دراز مي كردي
تا من هم پروانه شوم . ........


نشسته ماه بر گردونه عاج .