تبليغاتX
پرنده بی پرنده - توضیح نامه
باور کن در حوصله ی من و پنجره و ستاره نیست باز هم صبر کنیم .

سلام

 

سعی کنید منظور من رو بفهمید و اگه نمی تونید پس سعی کنید مطالب رو نخونید .

 

این پست رو هم برای روشن شدن چند نکته اینجا گذاشتم . از این به بعد هم اگه کسی

خواست نظر بده یه آدرس بذاره تا جوابشو واسه خودش بنویسم .

 

 

البته هیچ وقت عادت نداشتم که نظرهای وبلاگ رو اینجوری پاسخ بدم . ولی چون این شخص

آدرسی از خود ننوشته این پست رو اینجا می ذارم .

 

توضیح برای اینکه : یه نظر تو پست قبلی  یه کسی با نام «  چه فرقی میکنه ؟ »

 

متن نظر این بود :

« البته مقدمه خداشناسی خود شناسیه
ولی مجتبی جان این مسئله با خیالات شما قاطی شده (به نظر من)
هیچوقت و هیچ کس نمی تواند تعریف کاملی از خدا بدهد چون که ما ناقص هستیم و خدا کامل چون

 که ما جاهل هستیم خدا عالم و هزاران مطلب دیگر
که در این جا مجال بیشتر نیست
هیچ وقت هیچ جا این جوری فکر نکن ....
»

 

و جواب من :

 

اول که هر کس قبل نظر دادن درباره یه چیز باید شخص مورد نظر رو بشناسه .

شما از کجا میدونید که خیالات من چیه که میگید این مسئله باهاش قاطی شده؟؟

« به نظر من شما غریبه نیستید »

 

من در مطلب هم نوشته بودم که : قصد من اینکه بخوام خدا رو تو یک نکته خلاصه کنم نبود و

نخواستم که خدا رو تعریف کنم . یه بار دیگه درست مطلب رو بخونید .

 

 

من نگفتم خدارو کامل شناختم ، چون اصلا مغز و فکر انسان برای درک کامل زات

 خداوند کوچک است . ولی انسان می تونه در حد فکر خودش خدا رو بشناسه .

 

شاید شما می خواهید با این حرفها که « ما  انسانها ناقص هستیم » سر خودتون رو

شیره بمالید و حتی حاضر نشید در حد همین فکر ناقص خدا رو بشناسید .

 

من مطمئن هستم که شما هدف خلقت رو نمی دونید . 

 

خدا در حدیث قدسی گفته :

 

کُنتُ کَنزاً مَخفِیّاً فَـأَحبَبتُ أًن اُعرَف ، فَخَلَقتُ الخَلق لِکَی أُعرَف .

( من گنج نهان بودم ، خواستم که شناخته شوم ، لذا مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 3:20  توسط   | 

 





Powered by WebGozar