تبليغاتX
پرنده بی پرنده - خدا ...
باور کن در حوصله ی من و پنجره و ستاره نیست باز هم صبر کنیم .

 

خدارابرای خودتآشکارکن...

 

 

 

شما .. آره .. شما ، که الآن داری این مطلب رو می خونی . از نگاه من شما یکی از

این سه نوع آدم هستید .

 

  1. یه فضول که می خواد از من آتو گیر بیاره .
  2. یه آدم خداشناس که اون هم می خواد یه گیری بده .
  3. آدمی که واقعا دنبال آشکار کردن خدا برای خودش می گرده .

 

خب حالا اینجا من کاری به افکار نظرات اون دو نوع اول ندارم و اهمیتی نمیدم که

اونها چه فکری می کنند .

 

البته فکر نکنید من خودم رو اینقدر بزرگ می دونم که این حرف هارو نوشتم .

نه همچین چیزی نیست من فقط می خوام در اینجا که مال خودمه نظرم رو بیان کنم . 

 

من اومدم واسه اون نوع سومی حرف بزنم .

پس حالا خوب خوب چشاتو وا کن که می دونم اگه نفهمیدی دوبار ، حوصلۀ خوندن

این مطلب رو نداری . حالا دیگه روی کلامم با تو هست .

 

چرا همش می خوای دنبال خدایی بگردی که ، دیگرون واست پیداش کنند .

 تا حالا به این فکر کرده بودی ؟؟؟

 

حالا من به اینش کاری ندارم شاید تو دلت بخواد همیشه خدا رو تو کلام دیگرون پیدا کنی .

خب پس حالا  به قول فردوسی که میگه : دگر ها شنیدی ، این هم شنو

 

از نظر من تموم حرف هایی که تا به حال برای پیدا کردن خدا تو جاهای مختلف

بیان شده یه جورایی خیلی ناقص بوده .

به غیر از یه جا که حقیقتا برای بدست آوردن این نتیجه به من کمک کرد « بماند » 

 

ببین تا حالا این حرف هارو واست نوشتم که آخر کار ساده رها نکنی.

 قصد من اینکه بخوام خدا رو تو یک نکته خلاصه کنم نیست و من تو این نکته

 

به خدا رسیدم و فکر می کنم که بقیه هم بتونن برسن . نه که فکر کنید من الآن

خداشناس شدم . نه من با این نکته خدا رو واسه خودم آشکار کردم . 

 

نکته : می دونی چه وقتی معنی حرفای من رو می فهمی ؟

 

وقتی که دنبال خدا تو افکار دیگران نگردی ------

 وقتی که دنبال خدا تو وجود خودت بگردی ..... خودت.

 

 

 

پ.ن : فکر نکن که حرف کمی بهت زدم . شاید این مهمترین حرف باشه .

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 4:19  توسط   | 

 





Powered by WebGozar