|
باور کن در حوصله ی من و پنجره و ستاره نیست باز هم صبر کنیم .
|
خدارابرای خودتآشکارکن...
شما .. آره .. شما ، که الآن داری این مطلب رو می خونی . از نگاه من شما یکی از
این سه نوع آدم هستید .
خب حالا اینجا من کاری به افکار نظرات اون دو نوع اول ندارم و اهمیتی نمیدم که
اونها چه فکری می کنند .
البته فکر نکنید من خودم رو اینقدر بزرگ می دونم که این حرف هارو نوشتم .
نه همچین چیزی نیست من فقط می خوام در اینجا که مال خودمه نظرم رو بیان کنم .
من اومدم واسه اون نوع سومی حرف بزنم .
پس حالا خوب خوب چشاتو وا کن که می دونم اگه نفهمیدی دوبار ، حوصلۀ خوندن
این مطلب رو نداری . حالا دیگه روی کلامم با تو هست .
چرا همش می خوای دنبال خدایی بگردی که ، دیگرون واست پیداش کنند .
تا حالا به این فکر کرده بودی ؟؟؟
حالا من به اینش کاری ندارم شاید تو دلت بخواد همیشه خدا رو تو کلام دیگرون پیدا کنی .
خب پس حالا به قول فردوسی که میگه : دگر ها شنیدی ، این هم شنو
از نظر من تموم حرف هایی که تا به حال برای پیدا کردن خدا تو جاهای مختلف
بیان شده یه جورایی خیلی ناقص بوده .
به غیر از یه جا که حقیقتا برای بدست آوردن این نتیجه به من کمک کرد « بماند »
ببین تا حالا این حرف هارو واست نوشتم که آخر کار ساده رها نکنی.
قصد من اینکه بخوام خدا رو تو یک نکته خلاصه کنم نیست و من تو این نکته
به خدا رسیدم و فکر می کنم که بقیه هم بتونن برسن . نه که فکر کنید من الآن
خداشناس شدم . نه من با این نکته خدا رو واسه خودم آشکار کردم .
نکته : می دونی چه وقتی معنی حرفای من رو می فهمی ؟
وقتی که دنبال خدا تو افکار دیگران نگردی ------
وقتی که دنبال خدا تو وجود خودت بگردی ..... خودت.
پ.ن : فکر نکن که حرف کمی بهت زدم . شاید این مهمترین حرف باشه .