|
باور کن در حوصله ی من و پنجره و ستاره نیست باز هم صبر کنیم .
|
سُکوت کردم!
من از سکوت مي ترسم
از تکرار واژه هاي بي کلمه.
از دوري واژه ها با ذهن.
من ، از هر چه مرا منتظر مي گذارد مي ترسم...
...............
سکوت کردم..
به اندازه همه حرفهايم
گفته بودي،
از غرورم،
از سکوتم ،
خسته اي
من شکستم هر دو را ..
گفته بودم،
از سکوتت،
از غرورت ،
خسته ام
به خاموشي مغرورانه ات
شکستي تو مرا !..
با تو گفتم
از همه تنهايي ام،
خستگي ام
با تو گفتم تا بداني
با همه ناجيگري ، بي ناجي ام
تو ،
سکوتت خنجريست
بر قلب من
و حضورت،
مرهمي
بر زخم من
پس،
باش
تا هميشه با من باش
حتي اگر خاموشي.../
