تبليغاتX
پرنده بی پرنده
باور کن در حوصله ی من و پنجره و ستاره نیست باز هم صبر کنیم .


سالروز به امامت رسیدن سلطان عالم ،


حضرت بقیة الله الاعظم ( ارواحنا فداه ) را به همه ی

شیعیان و منتظران آن حضرت ، تبریک عرض میکنم .

اللهم عجل لولیک الفرج

Clik To Full Size

                    

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:46  توسط  

 

دوبارهآمدی ...

 

 

 

كنار پنجره شعري نوشتي و رفتي !..

 

حالا به اولين ستاره كه رسيدي بپرس

كدام شاعر غزلپوش ، شبانه عشق را

در برگهاي ولنگار دفتري كهنه مي نوشت!

 

اما ....

تو كه نشاني شاهراه ستاره را نمي داني.

 

هميشه از سيب و ستاره و روشني قصرهاي كاغذي كه مي نوشتم

مي گفتي:

هزار پروانه هم كه بر برگهاي دفترت بچسباني

پينه ی پير و ياس عليل باغچه ما ، گل نمي دهد!

 

هيچوقت بهار طلایی روز و رؤيا را

باور نكردي گلم!

هيچوقت ...

.....................................................................

 

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم

که چراغها و نشانه ها را

در ظلمات ببیند

گوش

که صدا ها و نشانه ها را

در بیهوشی مان ... بشنود ،

برای تو و خویش ، روحی که

این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود

ما را از خاموشی خویش

بیرون کشد

و بگذارد

از آن چیزی که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم ...

 

        

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 15:34  توسط   | 

 

 

 

آخرینزنگدنیاکِی میخورد؟

 

 

 

خدا می داند ، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد ،

دیگر نه می شود تقلب کرد

و نه می شود سر کسی را کلاه گذاشت.

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه ی بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.
 
آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود ،

سوالی که بیش از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد.
 
خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت ، اسم ما را جزء خوبها بنویسند.
 
خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح،
 آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات یادمان رفته باشد.
 
خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم
 و بدانیم :

                 دنیا چرک نویسی بیش نیست.

 

 

 

                                             

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 14:47  توسط   | 

 





Powered by WebGozar