تبليغاتX
پرنده بی پرنده
باور کن در حوصله ی من و پنجره و ستاره نیست باز هم صبر کنیم .

 

 

 

زندگی ...

 

 

 

 

 

 زندگی ، راز بزرگی است که در ما جاريست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است ، که نخواهد آمد !
تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی
ظرف امروز ، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز دریغش کردی
آخرین فرصت همراهیه با امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک ، به جا می ماند
 
زندگی ، سبزترین آیه در اندیشه برگ
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذر
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ماهی . در تُنگ !
زندگی ، ترجمه روشن خاک است در آیینه عشق
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست
زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره ، با شوق ، سلامی بکنیم
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

 

           

 

                  

                        

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 1:4  توسط   | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 6:3  توسط  

 

بهاطرافم میاندیشم

 

 

 

 

 

گاه كه به اطرافم مي انديشم به سادگي ، ولي سنگين درمي يابم كه چه اندازه گذشت
و گذشتن سخت شده است !؟

 چه خوب بود اگر همگي به اين توافق رسيده بوديم كه يا بگذر يا همان لحظه پاسخ بده .
و گهگاه به خود مي گويم كه چه سخت است غريبانه گريستن ميان لبخندهاي دروغين ...

 كاشكي كلام مي توانست دايره فكر مرا كالبد شكافي كند . چه ساده غريب شده ايم و
 چه ساده فاصله ها به تصاعد رسيده اند ....

 مراقب باش پُلها را يكي يكي شكستن كار ساده ايست ......ماندن و ايستادن و
دوست داشتن و صبور ماندن ساده نيست و در اين ميان دوست داشته شدن و
محبوب ماندن از همه چيز سخت تر است!

 خيلي وقتها شده است كه پشت شوخي ای كه به روزگار دارم با خود فكر كرده ام
 آدمها مثل كرم ابريشم تنها سفيد و قهوه‌اي را ديده اند و بسياري مصرانه با همين دو رنگ
 عمر خود را سر مي كنند ....

تنها پروانه ها ، رنگهاي هزار رنگ رنگين كمان عشق و ابديت را مي نوشند ....

چه خوبست پروانه شدن .... كاشكي دستت را دراز مي كردي

تا من هم پروانه شوم . ........

 

            

 

                   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 21:54  توسط   | 

 

 بغض ها و آیینه ها

دنیا پر از پرندگان بی آسمان
و آدم های بی ستاره است.
و فردا ،

همیشه آینه اش را جلوی صورتت نمی گیرد

خورشید اما
بادکنک سرگردانی نیست
که در طوفان گم شود.

گل های سرخ قالی را
در آب و آفتاب و بهار هم
که غرق کنی
روشن تر نمی شوند !

تنهایی ات را در فنجان قهوه
ته نشین نکن

لا به لای این همه بیداد زندگی
چرا داد نمی کشی
تا بدهکار دنیا نباشی ؟!

تو فکر می کنی از عشق کمرنگ تری ؟
روزی که عکست را
مثل ستاره ی شمال
بر آسمان همه ی آلبوم های قدیمی ام
چسباندم
آنقدر در هزارتوی بغض هایت
آبی شدم
که قاصدک های سفید صدایت را
از پشت مِه هم می شناسم

 
* تو خوبی
        و این همه ی اعتراف ها ست *

زندگی برای این همه تنهایی
کوچک است
دستت را به من بده

هیچ چیز نمی تواند
جلوی دریا شدن ما را بگیرد .

 

 

 

                                                    

 

                 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 0:29  توسط   | 

 

سلام

 

1. می خواستم دیروز وبلاگ رو آپ کنم ولی چون اول مهر بود ، این کار رو نکردم .

 

2. چقدر این اول مهر روز ..... هست !!! و از اینکه لازم نیست برم مدرسه خوشحالم .

 

3. مجتبی زحمت کشیده دو تا امضا برای من و خودش ساخته که از این به بعد

 پای مطلب هامون میذاریم تا شما متوجه بشید که مطلب رو کی نوشته .

 

 

 

 

مجتبی                  

 

 

 

 

سایه                     

 

 

 

 

همین .. .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 0:21  توسط  

 





Powered by WebGozar